بدون تو - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 15:08
‌ هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنست همدم شده ام با در و با سایه ی دیواراین بغض گلوگیر من از فصل خزانست برگرد که در باغ دو چشم تو بچینمآن راز که بر گوشه ی لبهات نهانست در عمر من در به در عاصی مجنونهر سوی بیابان جنون از تو نشانست هرشب من وآغوش تو و خواب سحرگاهآغوش تو آرام تری...
کمک - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 15:08
کمک ................. بالشم شب ها خیس می شودمغزم شب ادراری گرفته استوتوتوی خواب هایمبه جایلب هایممغزم را می بوسی دلتنگ چیزی نیستمفقطمثلسگمی ترسم کاشیک گرمهرویینمی آوردیکه به اعصاب باریک منتجاوز کند مناشتباه شده ام مغزم را به زنجیر می کشمو هم خوابه ی تنبورم می شومزندگی ام رامی اندازم توی توالتو سیفون...
گوش کن - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 15:08
گوش کن..... نشود فاش کسی آنچه میان من وتوستتا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویمپاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندیدحالیا چشم جهانی نگران من و توست گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسیدهمه جا زمزمه ی عشق نهان من وتوست این همه قصه ی فردوس و تمنای به...
به تو می اندیشم - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 15:08
به تو می اندیشم..... به تو می اندیشمای سراپا همه خوبیتک و تنها به تو می اندیشمهمه وقت،همه جامن به هرحال که باشم به تو میاندیشمتو بدان این را تنها تو بدانتو بیا،تو بمان با من تنها تو بمانجای مهتاب به تاریکی شبها تو بتابمن فدای تو بجای همه گلها تو بخندكنون منم به پای تو درافتاده ام باز پاسخ چلچله ها ر...
من - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 15:08
من..... من سکوت خویش را گم کرده املاجرم در این هیاهو گم شدممن که خود افسانه میپرداختمعاقبت افسانه ی مردم شدم ای سکوت، ای مادر فریادهاساز جانم از تو پر آوازه بودتا در آغوش تو راهی داشتمچون شراب کهنه شعرم تازه بود در پناهت برگ و بار من شکفتتو مرا بردی به شهر یادهامن ندیدم خوشتر از جادوی توای سکوت ، ای...
ایران من ...... - تاریخ: 1404/9/24 ساعت: 10:31
ایران من ...... منم شاه سیمرغ این بوم و برکه دارم به رگ خون کورش پدر......من از مادری پارسی زاده امبرین مرز دل جاودان داده ام......aمرا کس نگیرد به گفتار خامکه سیمرغ دانا نیافتد به دام.......من آنچه که هستم همانا نکوستنه تازی پرستم نه بیگانه دوست........تو با من ز دین بیابان مگوتو در من بجز مهر ایرا...
............. - تاریخ: 1404/9/24 ساعت: 10:31
............. بکارت ﻣﻐﺰ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ ... ﻣﻐﺰ ﮐﻪ ﺑﺎﮐﺮﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ،ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻓﺎﺣﺸﮕﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ... ﻭ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻧﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺸﺎﻥ, ﺍﺭﺿﺎﺀ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ !ﭼﻮﻥ٬ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﯿﺎﻣﻮﺯﻧﺪ٬ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﮑﻨﺪ... ﺍﻣﺎﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ ... ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ٬ﻫﺮﺯﮔﯽ ... ﻣﺪ٬...
- تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 0:55
بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر استشعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است آنچنان می فِشُرد فاصله، راه نفسمکه اگر زود، اگر زود بیایی دیر است رفتنت نقطۀ پایان خوشی هایم بوددلم از هرچه و هر کس که بگویی سیر است سایه ای مانده ز من بی تو که در آیِنه همطرح خاکستریاش گنگترین تصویر است خواب دیدم که برایم غزلی می...
گوش کن..... - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 7:03
نشود فاش کسی آنچه میان من وتوستتا اشارات نظر نامه رسان من و توستگوش کن با لب خاموش سخن می گویمپاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندیدحالیا چشم جهانی نگران من و توست گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسیدهمه جا زمزمه ی عشق نهان من وتوست این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشتگفت وگویی و
به تو می اندیشم..... - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 7:03
به تو می اندیشمای سراپا همه خوبیتک و تنها به تو می اندیشمهمه وقت،همه جامن به هرحال که باشم به تو میاندیشمتو بدان این را تنها تو بدانتو بیا،تو بمان با من تنها تو بمانجای مهتاب به تاریکی شبها تو بتابمن فدای تو بجای همه گلها تو بخندكنون منم به پای تو درافتاده ام بازپاسخ چلچله ها را تو بگوقصه ابر هوا را
من..... - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 7:03
من سکوت خویش را گم کرده املاجرم در این هیاهو گم شدممن که خود افسانه میپرداختمعاقبت افسانه ی مردم شدمای سکوت، ای مادر فریادهاساز جانم از تو پر آوازه بودتا در آغوش تو راهی داشتمچون شراب کهنه شعرم تازه بود در پناهت برگ و بار من شکفتتو مرا بردی به شهر یادهامن ندیدم خوشتر از جادوی توای سکوت ، ای مادر فری
کمک ................. - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:59
بالشم شب ها خیس می شودمغزم شب ادراری گرفته استوتوتوی خواب هایمبه جایلب هایممغزم را می بوسی دلتنگ چیزی نیستمفقطمثلسگمی ترسم کاشیک گرمهرویینمی آوردیکه به اعصاب باریک منتجاوز کند مناشتباه شده ام مغزم را به زنجیر می کشمو هم خوابه ی تنبورم می شومزندگی ام رامی اندازم توی توالتو سیفون اش را می کشم راحت خوا...
حجاب.............. - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 10:03
بعضي از آدمها، زير سنگينی حجاب هم، وقيحند...!!! بعضي از آدم ها، با پريشانی موهايشان هم نجيب... وقاحت و نجابت در ذات آدم هاست، من زنی را می شناسم كه لبخندش شبيه خداست...!!! و نگاهش شبيه فرشته هاست... و موهاش شبيه ابريشم، و لبهاش شبيه كندو، و وقارش شبيه آب، و نجابتش شبيه ماه...!!! اين نگاه من است كه گ...
چه باید گفت...؟! - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 10:03
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی ماند چه باید گفت با آن کس که می دانی نمی ماند؟!بمان و فرصت قدری تماشا را مگیر از ماتو تا آبی بنوشانی به من، جانی نمی ماندبرایم قابل درک است اگر چشمت به راهم نیستبرای اهل دریا شوق بارانی نمی ماندهمین امروز داغی بر دلم بنشان که در پیریبرای غصه خوردن نیز دندانی نمی مان...
........ - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 10:03
سکوت می کنی جهان به انجماد مطلق اش سقوط می کند سکوت زن جهنمی ست بی صدا غروب روشنی شروع درد را، نشانه نیست به یمن صبر ِ زرد ؛ سکوت زن سقوط برگ نیست مرگ ریشه هاست که ناگهان به ساقه میزند سقوط می کند درخت زندگی...
دل............. - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 10:03
دل نیست که گلوله ی آتش است برش میدارم صبح ها میبرم اش بیرون تمام روز می گردانمش با خودم برش میگردانم خانه شما چه میدانید کسی که گلوله ی آتشی در سینه اش می تپد چقدر میتواند سردش شده باشد!
دوستت دارم ...... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 10:02
بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را، ثبت در دفتر کنی می توانی باورت را ، از نگاهم بشنوییا بسوزانی به پای عشق و خاکستر کنی شک نکن، ققنوسم و آتش، نمی سوزد مرابلکه از سوزاندنم، حال مرا بهتر کنی امتحان عشق را، با نرخ جان ، پس می دهممی توانی رد کنی، یا رتبه ی برتر کنی آنچه می خواهی بکن ...
سرُودِ زنان برای برابری........ - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 10:02
جوانه می زنم به روی زخم بر تنم فقط به حکم بودنم که من زنم، زنم، زنم چو هم صدا شویم و پا به پای هم رویم و دست به دست هم دهیم و از ستم رها شویم جهان دیگری بسازیم از برابری به هم دلی و خواهری جهان شاد و بهتری نه سنگ و سارها نه پای چوب دارها نه گریه های بارها نه ننگ و عارها جهان دیگری بسازیم از برابری ب...
بدون تو.......... - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 10:02
هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانستاین حالت بی حوصلگی شاهد آنست همدم شده ام با در و با سایه ی دیواراین بغض گلوگیر من از فصل خزانست برگرد که در باغ دو چشم تو بچینمآن راز که بر گوشه ی لبهات نهانست در عمر من در به در عاصی مجنونهر سوی بیابان جنون از تو نشانست هرشب من وآغوش تو و خواب سحرگاهآغوش تو آرام ترین ...

برچسب‌های مرتبط

کمک آزمون | کمک های اولیه | کمک رایانه | کمکم کن خدایا | حجاب و | p hf nv rvhk | چه باید گفت | چه بايد گفت | در خواستگاری چه باید گفت | شب خواستگاری چه باید گفت