به تو می اندیشمای سراپا همه خوبیتک و تنها به تو می اندیشمهمه وقت،همه جامن به هرحال که باشم به تو میاندیشمتو بدان این را تنها تو بدانتو بیا،تو بمان با من تنها تو بمانجای مهتاب به تاریکی شبها تو بتابمن فدای تو بجای همه گلها تو بخندكنون منم به پای تو درافتاده ام بازپاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
همین یک نفس از جرعه جانم باقیست
اخرین جرعه این جام تهی را توبنوش
برچسب:
نویسنده: آرتمیس مرادیان
تاريخ: شنبه
21 مرداد
1396 ساعت: 7:03